تبليغاتX
انسان چیزی جز گفته هایش نیست
خدایا. . ......

به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر

 که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

 

 

                                                    دکتر علی شریعتی

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

 بر سنگ قبر من بنويسيد...:

 خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد:

               اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود.

 

                                                                                      

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

روي تخته سنگي نوشته شده بود:

اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند.

 براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم:

 بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم .

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 


شتاب کن
شتاب کن اي پرنده ي غريب
زمان به انتها رسيده است
و تو هنوز در افق بي رنگ هستي به پرواز مي انديشي
و تو هنوز در انتظار نوازش مرطوب باراني
شتاب کن اي مسافر سرگردان
ببين دست هاي وهم آلود خاک چگونه به رويت آغوش گشوده اند
و دره هاي سياه انتظار چگونه ترا به ضيافت ظلماني تنهايي ميخوانند
تو از کدام شراب نشئه اي
که مرثيه هاي رفتن را باور نداري
تو از کدام شکفتن سرشاري
که روي از خزان مي تابي
بگو کدام قصيده ترا تا حضور ماندن پرواز داده
و کدام سينه بستر دلواپسي هايت بوده
شتاب کن اي پرنده ي خونين بال
زمان به انتها رسيده است
و تو هنوز به ماه مي انديشي که کي خواهد آمد
و تو هنوز به دانه مي انديشي که کي سبز خواهد شد.

 

                                                                           نوشین عقیقی

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 


«اگر شما دشمن داريد، بدي او را با خوبي پاداش ندهيد زيرا اين امر موجب شرمساري او مي‌گردد ولي به او وانمود کنيد که او با اين عمل خود براي شما خدمتي انجام داده‌است.»

 

                                                                     نیچه

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

 

آن که پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد.

 

نیچه

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

آرزو کردن چقدر شعف انگيز است، اما وقتي به آرزو خود رسيديم، شعف از درون ما رخت برمي بندد.

 

                                                                  

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي ناراحتي چون هر کسي امکان دارد عاشق لبخند تو باشد

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 


رفتنت را ديدم
تو به من خنديدي
آتش برق نگاهت دل من آتش زد
و مرا در پس يک بغض غريب
در ميان برهوتي تاريک
پشت يک خاطره سرد و تهي
با دلي سنگ رهايم کردي
و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من
رفتنت را ديدم
تا به آنجا که نگاهم سو داشت
و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي
باورم نيست که ديگر رفتي
اشک من بدرقه راهت باد

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

 کرمکي که زير گامهامان پايمال مي شود ؛ به خود مي پيچد. اين عين فرزانگي است ؛ اما او ديگر بار تواني باز مي جويد که خويشتن را دوباره پامال ببيند ؛ در زبان اخلاقيون به اين کار (( فروتني )) گويند.

                                                                                     نیچه

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 


تا تو هستي و غزل هست دلم تنها نيست
محرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيست
از تو،تاما،سخن عشق همان است که رفت
که در اين وصف زبان دگري،گويا نيست
بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قولي از آن،اما نيست
تو چه رازي که به هر شيوه توراميجويم
تازه مي يابم و،بازت اثري پيدا نيست
شب که آرام تر از پلک ،تورا ميبندم
در دلم طاقت ديدار تو، تا فردا نيست
اين که پيوست به هر رود که دريا باشد
از تو گر موج نگيرد،به خدا دريا نيست
من نه آنم که بتوصيف خطا بنشينم
اين تو هستي که سزاوار تو باز اينها نيست

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  | 

سلام

یه چند وقت نبودم که از همه .....!

تصمیم گرفتم مطالب خودمو بزارم...

============================

کسی که اولین بار بهت بگه دوست دارم هیچ وقت یادت نمیره.. ولی وقتی بفهمی که دوست داشتنش برای سرگرمی خودش بوده تا همیشه کلمه دوست داشتن برات میشه سرگرمی.

یک نصیحت:::: روزی که فهمیدی کسی واقعا دوست داشته و تو فکر میکردی سرگرمی اون بودی چنان سرگرمش کن که هیچ سرگرمی براش بهتر از تو نباشه.

چنان با عشقت سرگرمش کن که وجودت پر بشه از لذتی که فرشته ها در موقع نوشتن ثواب تپیدن قلب مینویسن.

دلت را پر از عقل ... قلبت را پر از مهر .. مهرت را پر از عشق .. عشقت را سرشار از عقل گمشده در دلت کن ... اگر چنین کردی تا آخر عمر نیازی به گرمای بوسه ی کاکتوسانی که پس از برداشتن لب از روی لبت تازه زخم بوسه هایشان دهان باز میکند  نداری.

نیازت پر از نیازی است که خود آن را بی نیاز کرده ای.

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  |