چشم به راه مانده تر از تو ندیده ام
که همیشه منـتـظری
دست از سر نـگـاهت بــِکـِش
که دستـانـت ٬ نـگـاهـت را فـاحـشه کرده اند.
تا کـجای راه منـتـظری بـرای خـیـانـت؟
کمی هم عـاشقی را مـزه مـزه کـُن
نمک گـیر کـه می دانم نـمی شوی
لااقـل شاید لحـظه ای دلپـیـچه ی عـشق
فـکر خـیـانـت را از نـگـاهـت پـاک کند ...
شاید لحظه ای
هـوس را خاک کند
دستـان ِ کـثـیـفت را
مســـــیـحا کـند ....






