تبليغاتX
انسان چیزی جز گفته هایش نیست

 

من تورا می فهمم

تو صدای ِ تـپش نـبض زمین

در جـاذبه ی قـلب منی

چشم تو شیشه ی تنهایی را

با نگـاهی چه آسان می شکند . . .


من تورا می فهمم

تو همه درک من از بازی رقـاصانی

که به رقـاصی خود شک دارند،

و من از تاریکی این رقـاصی

به دل ِ فاصله ها می پـیـچم!

تو نمی دانی،

                 شمع مـژگان تو روشنگر این تنهائیست . . . .

 

من تو را در شَـکم!!!

که در این روشنی و رقاصی

                  تو به روشنی من نزدیکی یا به رقاصی عشق؟!


من تو را می فهمم و تو را در شکم ...

>!<
 نوشته شده    توسط هابیل  |